حقیقت در واقعیت نمادین
حقیقت در واقعیت نمادین

ژاک لاکان روانکاو، فیلسوف و نظریه پرداز فرانسوی، دو مفهوم کلیدی با عنوان امر واقع و امر نمادین را مطرح کرده است که من سعی می کنم با در نظر گرفتن شرایط موجود یعنی پیدایش و شیوع بیماری اخیر آنها را به طور مختصر و با بیانی ساده توضیح دهم. زبان ابزار، وسیله یا نظامی […]

ژاک لاکان روانکاو، فیلسوف و نظریه پرداز فرانسوی، دو مفهوم کلیدی با عنوان امر واقع و امر نمادین را مطرح کرده است که من سعی می کنم با در نظر گرفتن شرایط موجود یعنی پیدایش و شیوع بیماری اخیر آنها را به طور مختصر و با بیانی ساده توضیح دهم.

زبان ابزار، وسیله یا نظامی از نشانه های قراردادی است که ما به کمک و بواسطه آن، پیرامون خود و جهان اطراف خود حرف می زنیم و نگرش ها، نظرات و استدلال های خود را بیان می کنیم.

بلایای طبیعی چون سیل، زلزله و در مورد اخیر – پیدایش و گسترش مرگ و میر ناشی از ویروس جدید- از منظر لاکان امر واقع به شمار می آیند و اظهار نظرها، گفته ها و تفسیرهای ما در باره این رویداد ها را امر نمادین .

برای نمونه در مورد اخیر شیوع ویروس برخی ممکن است این بیماری را ناشی از دخالت بیش از اندازه بشر در طبیعت، برخی دیگر آن را نوعی عقوبت، عذاب و مکافات ناشی از عملکردهای غیر اخلاقی، بی مهری های انسانی، عده ای هم آن را یک حمله هدفمند بیولوژیک توسط افراد یا سرزمینی برای نابودی سرزمین های دیگر، برخی نیز آن را به عنوان پیغامی برای توجه دوباره به زندگی و ارزش های آن، و برخی نیز چون پزشکان آن را یک جهش در ویروس های پیشین قلمداد کنند. در واقع در اینجا هر کس امر واقع یا واقعیت موجود را از منظر و زوایه ای می نگرد و تفسیری ارائه می دهد که خود آن واقعیت نیست. از همین روست که لاکان معتقد است : ما هیچ وقت نمی توانیم به امر واقع و چیستی آن دست یابیم و تنها می توانیم به کمک زبان، پیرامون آن حرف بزنیم و برداشت ها و تفسیرهای خود از امر واقع را به کمک زبان ( واقعیت نمادین ) ابراز کنیم. از این منظر امر واقع چیزی است جدای از باور ها و نگرش های ما که به واقعیت موجود اتلاق می شود.

این مشخصه – برداشت فرد از واقعیت – یکی از مسائل مهم و کلیدی است که در طول تاریخ بشر بسیار و از زوایای مختلف به آن نگریسته شده و همانگونه که نیچه نیز پیشتر اشاره کرده : هیچ یک از باور ها و تفسیر های ما پیرامون واقعیت و جهان، حقیقت قطعی و نهایی نیست، از اینرو ما نه با حقیقت واحد بلکه همواره با حقیقت ها مواجه هستیم.

واقعیت همواره دلخواه و در راستای منافع ما نیست اما قابل جهش و تغییر است. شاید در ظاهر تفسیرهای ما نتواند واقعیت موجود را تغییر دهد اما بدون شک نوع عملکرد ما قادر به اینکار است.

بررسی واقعیت موجود ناشی از حضور این ویروس در جوامع انسانی و شرایط مشابه می تواند حائز دو نکته برای ما باشد : تاثیر اجتناب ناپذیر عملکرد متقابل دیگری بر ما و ما بر دیگری و لزوم تغییر درعملکردهای پیشین ما، البته تنها در صورتیکه خواهان تغییر واقعیت موجود هستیم.

برای نمونه در شرایط اخیر فردی می تواند با شست و شوی دست ها، یا پزشکی می تواند با بازنگری دانش مرتبط با ویروس های پیشین و جایگزینی و انجام آزمایش های دقیق تر، یا فرد دیگری می تواند با این برداشت که مرگ زمان و مکان نمی شناسد و امری است هستی شناسانه که هر لحظه خواسته یا نا خواسته بی توجه به اراده ما رخ می دهد، بی محابا به عملکرد و زندگی عادی هر روزه ادامه دهد. بی شک هر کدام از این عملکردها را انتخاب کنیم زندگی ما و دیگران را تحت تاثیر قرار خواهد داد. اما انتخاب با ماست که کدام برداشت و کدام عملکرد را بر می گزینیم.

اما همانگونه که نیچه نیز ابراز می کند : لازم است فرد هر از گاهی توقف کند و به پشت سر خود نگاهی بیاندازد تا ببیند راه را به درستی آمده و اینکه چگونه پشت سر گذاشته است تا در صورت امکان یا لزوم در نگرش ها و راه پشت سر نهاده تجدید نظر کند، ما نیز فارغ از تمام باورها و برداشت های خاص خود از واقعیت می توانیم توقف بوجود آمده در شرایط حاضر را به عنوان فرصتی کافی برای بازنگری و تغییر در نگرش، برداشت و احتمالا” تغییر درعملکرد خود در مسیری که تا به امروز پشت سر گذاشته ایم مورد استفاده قرار دهیم. و با پذیرش این موضوع که نوع برداشت ما از جهان، و متعاقبا عملکردی که بر اساس این برداشت داریم و نوع رابطه و فاصله ما با دیگری، نه تنها بر زندگی و هستی خود ما بلکه بر زندگی دیگران نیز تاثیر شگرفی دارد، شاید بتوان در ادامه مسیر پیش رویمان، حتی در مواردی که شاهد تاثیرات عینی نگرش ها و عملکرد خود نیستیم، قادر باشیم سرنوشت فردی وعمومی خود و جهان پیرامون خود را به گونه ای متفاوت تر رقم بزنیم.

  • نویسنده : مسلم خراسانی